بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤
می توانیم بفهمیم که منظور اسلام چیست . اولا باید دید علم از نظر اسلام هدف است یا وسیله ؟ بدون شک بعضی از علوم هدف است مثل معارف ربوبی و خداشناسی ، و آنچه از شؤون خداشناسی شمرده میشود مثل معارف مربوط به خودشناسی و معاد . از اینها که بگذاریم سایر علوم وسیلهاند نه هدف . یعنی هر علمی از آن جهت لازم و مفید است که مقدمه و وسیله انجام یک عمل و یک وظیفه است . همه علوم دینی - به استثنای معارف الهی - از قبیل علم اخلاق و فقه و حدیث همین طورند یعنی همه وسیلهاند نه هدف تا چه رسد به مقدمات ادبی و منطق معمولی که در مدارس دینی خوانده میشود . لهذا فقها و علمای دینی اصطلاحی دارند میگویند وجوب علم ، تهیؤی است ، یعنی از آن جهت واجب است که آمادگی و تهیؤ میدهد برای کاری که موافق با منظور اسلام است . حتی خود یاد گرفتن مستقیم مسائل عملیه یعنی احکام و مسائل نماز و روزه و خمس و زکات و حج و طهارت که معمولا در رسالههای عملیه ذکر میشود ، فقط برای این است که شخص بتواند و آماده بشود که وظیفه دیگری را درست انجام دهد . مثلا یک نفر مستطیع که میخواهد به حج برود باید یاد بگیرد تا آمادگی و تهیؤ پیدا کند که مراسم حج را درست انجام دهد . وقتی که این اصل را دانستیم ، نوبت به اصل دیگر و مطلب دیگر میرسد و آن اینکه اسلام چگونه دینی است و چه هدفهایی دارد و چگونه جامعهای میخواهد ؟ منظورهای اسلامی چه اندازه وسعت دارد ؟ آیا اسلام تنها به چهارتا مسائل عبادی و اخلاقی قناعت کرده ، یا دامنه و دستورهای این دین گسترش یافته است در همه شؤون حیاتی بشر ، و به همه شؤون حیاتی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی