بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩
گله گوسفند یک مجموعهای است که بین اجزای این مجموعه اتصال و هماهنگی نیست . هر کدام از گوسفندها مستقلا برای خود راه میرود ، برای خود علف میخورد ، برای خود میخوابد ، و مجموعا ساختمان واحدی را تشکیل نمی دهند . آن اندازه هماهنگی بین آنها وجود دارد که چوپان آنها را حرکت میدهد . ولی هر یک از آن گوسفندها ساختمان بدنش از میلیونها و میلیاردها سلول زنده ساخته شده : یک عده سلولها نسج پوست بدن او را تشکیل میدهند و این وظیفه را به عهده دارند که محفظهای برای سایر اجزا بسازند ، یک عده دیگر ساختمان عضلهاش را ، یک عده دیگر ساختمان قلبش را ، یک عده دیگر ساختمان چشم او را و همین طور . . . همه اینها در عین اینکه کارهای متفرق و متعددی انجام میدهند و در مرتبه وجود خود هر کدام وظیفه و هدفی دارند و هیچ دستهای از وجود دسته دیگر آگاه نیست ، سلول خون نمی داند سلول گوشت هم هست ، سلول گوشت نمیداند سلول عصب هم هست ، سلول پوست هم هست . هیچ کدام نمی دانند که در تسخیر و استخدام یک مجموعهای هستند که یک واحد گوسفند است و آن واحد خودش روحی دارد و حیاتی دارد ، هدف و مقصدی دارد کلی تر و عالی تر . هدفهای هر یک دسته از این سلولها جزئی است و مقدمهای است و وسیلهای است برای یک هدف کلی تر و عمومی تر . به مناسبت امشب که شب نوزدهم ماه مبارک رمضان است و شب ضربت خوردن مولای متقیان علی ( ع ) است تتمه سخن خود را به حالات آن حضرت اختصاص میدهم .