بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
گذشته از اینکه بی عدالتی و تفاوت و تبعیض و احساس غبن و محرومیت
اجتماعی این آثار را دارد که ذکر شد ، خود فقر و احتیاج سببش هر چه باشد
خواه بی عدالتی یا چیز دیگر خودش یکی از موجبات گناه است ، اگر ضمیمه
بشود با احساس مغبونیت و محرومیت ، دیگر بدتر ، اگر ضمیمه بشود با
حسرت کشیدنهای تجملات عدهای ، باز از آن هم بدتر . آن وقت همیشه خواهد
گفت :
سخن درست بگویم نمیتوانم دید که " می " خورند حریفان و من نظاره
کنم
همین نمیتوانم دید ، سبب سرقتها میشود ، سبب رشوه گیریها میشود ،
سبب اختلاسها و خیانتها به اموال عمومی میشود ، سبب گناهها میشود ، سبب
غل و غش و تقلب در کارها میشود ، سبب میشود که افرادی برای اینکه خود
را به دستهای دیگر برسانند رشوه بخورند ، دزدی بکنند ، زیر حساب مردم
بزنند و همین طور . . .
علی ( ع ) به فرزند عزیزش محمد معروف به ابن الحنیفه درباره فقر
میفرماید :
" « یا بنیإنی أخاف علیک الفقر ، فاستعذ بالله منه ، فان الفقر
منقصة للدین ، مدهشة للعقل ، داعیة للمقت » " [١]
فرزند عزیزم ! من از دیو مهیب فقر بر تو میترسم ، از او به خدا پناه
ببر . فقر موجب نقصان دین است .
[١] نهج البلاغة ، حکمت . ٣١١