بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
آنها را اوصیای پیغمبر اکرم و مفسر و توضیح دهنده حقایق اسلام میدانیم و گفتار آنها را گفتار پیغمبر و کردار آنها را کردار پیغمبر و سیرت آنها را سیرت پیغمبر ( ص ) میدانیم ، از امکاناتی در شناخت حقایق اسلامی بهرهمندیم که دیگران محرومند . و چون وفات حضرت امام حسن عسکری ( ع ) که امام یازدهم است و بعد از ایشان دوره غیبت پیش آمد در سال ٢٦٠ واقع شد ، از نظر ما شیعیان مثل این است که پیغمبر اکرم تا سال ٢٦٠ هجری زنده بود و در همه این زمانها با همه تحولات و تغییرات و اختلاف شرایط و اوضاع و مقتضیات ، حاضر بود . البته نمیخواهم بگویم که اثر وجود پیغمبر اکرم اگر زنده بود چه بود و آیا اگر فرضا آن حضرت در این مدت حیات میداشت چه حوادثی در عالم اسلام پیش میآمد . نه ، بلکه مقصودم این است که از نظر ما شیعیان که معتقد به امامت و وصایت هستیم ، وجود ائمه اطهار از جانبه حجیت قطعی گفتار و کردار و سیرت در این مدت طولانی مثل این است که شخص پیغمبر ولی نه در لباس نبوت و زعامت بلکه در لباس یک فرد مسلمان عامل به وظیفه وجود داشته باشد و دورههای مختلفی را که بر عالم اسلام در آن مدت گذشت شاهد باشد و در هر دورهای وظیفه خود را بدون خطا و اشتباه ، متناسب با همان دوره انجام دهد . بدیهی است که با این فرض ، مسلمانان بهتر و روشنتر میتوانند وظایف خود را در هر عصر و زمانی دریابند و تشخیص دهند .