بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦
چهارپایان و کشت و زرع در نظر اینها جلوه کرده است . اینها کالای
دنیاست ، و عاقبت نیک با خداست ) .
در این آیه نیز سخن از صرف میل و رغبت طبیعی نیست ، سخن در این است
که محبت به مظاهر شهوت در نظر بعضی از مردم زینت داده شده و بزرگتر و
زیباتر از آنچه که هست جلوه داده شده و افراد را به خود مشغول و مفتون
کرده است و به صورت کمال مطلوب در آمده است .
یا میفرماید :
" « أرضیتم بالحیوه الدنیا من اعخره فما متاع الحیوه الدنیا فی
اعخرهإلا قلیل »" [١] .
( آیا به دنیا به عوض آخرت رضایت دادهاید ؟ دنیا نسبت به آخرت جز
اندکی نیست ) .
همه اینها انتقاد از دلخوشی و رضایت و قناعت به علایق دنیوی است .
فرق است بین علاقه به مال و فرزند و سایر شؤون زندگی دنیاوی و بین قانع
بودن و رضایت دادن و غایت آمال قرار دادن اینها . وقتی که نقطه هدف ،
جلوگیری از انحصار و محدود شدن بشر به علایق مادی باشد راه چاره سرکوب
کردن و قطع و بریدن علایق طبیعی مادی و منهدم کردن این نیروها نیست ،
بلکه راه چاره آزاد کردن و به کار انداختن یک سلسله علایق دیگری است در
بشر که آنها بعد از علایق جسمی پیدا میشوند و احتیاج به تحریک و احیاء
[١] توبه ، . ٣٨