بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٨
را آتش زد ، مشتعل شد ، فضا را روشن کرد . " « فلما اشتعلت قال : أین
وجه هذه النار ؟ » " پرسید : چهره این آتش کدام طرف است ؟ گفت : همه
طرف و همه جا چهره است . فرمود : " « هذه النار مدبره مصنوعة لا یعرف
وجهها » " این آتش با این کیفیت که دیدی مصنوعی و مخلوقی است از
مخلوقات خدا و همه طرف روی اوست ، تو میخواهی خداوند جهت معین داشته
باشد ؟ " « و خالقها لا یشبهها » " و البته خداوند شبیه مخلوقات خود
نیست . او منزه است از شبیه و مثل و نظیر و مقدس است از تشبیه . "
« و لله المشرق و المغرب فأینما تولوا فثم وجه الله »" . مشرق و مغرب
از آن خداست . به هر کجا که روکنی به سوی خداست . " « لا یخفی علی ربنا
خافیة » " [١] هیچ چیز بر او پوشیده نیست .
مشرق و مغرب جهان ملک خدا است ، ظهور فعل اوست ، او به همه چیز
احاطه دارد ، هیچ چیز از او خالی نیست ، به هر طرف رو کنید به خدا رو
آوردهاید .
بس که هست از همه سو و زهمه رو راه به تو به تو برگردد اگر راهروی
برگردد
خودشناسی
میگویند خودشناسی ، مقدم بر خداشناسی ، است ، انسان تا خود را نشناسد نمی تواند خدا را بشناسد . این سخن از جهات متعدد درست است نه از یک جهت . یک جهتش این است که باید وضع دستگاه گیرنده فکری خود را بشناسد ، باید خود را به ضعف و نقص و قصور بشناسد تا خدا را به کمال و قوت و لا تناهی بشناسد ، باید قصور[١] توحید صدوق ، ص . ١٨٢