بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
عادلانه وضع شده و هر حکمی تابع یک حقیقت و یک مصلحت و مفسده واقعی
است ، یا اینطور نیست ؟
وقتی که به قوانین شریعت اسلام نگاه میکنیم میبینیم یک سلسله چیزها
تحلیل و تجویز و بلکه واجب شده و یک عده امور دیگر برعکس تحریم شده و
ممنوع شناخته شده : به درستی و امانت امر شده و از دروغ و خیانت و ظلم
نهی شده .
شک ندارد که بالفعل باید گفت آنچه امر کرده خوب است و آنچه نهی
کرده بد است . اما آیا چون خوبها خوب بوده و بدها بد بودهاند اسلام به
آن امر کرده و از این نهی کرده ، یا آنکه چون اسلام به این یکی امر کرده
خوب شده و چون از آن یکی نهی کرده بد شده ؟ و اگر به عکس کرده بود ،
اگر به دروغ و خیانت و ظلم امر کرده بود اینها واقعا خوب میشدند و اگر
از راستی و امانت و عدالت نهی کرده بود اینها واقعا بد بودند یعنی بد
میشدند ؟ !
شارع اسلام دستور داده که بیع حلال است و ربا حرام . شک ندارد که ا×ن
بیع خوب است و ربا بد . حالا آیا بیع بالذات و به خودی خود چیز خوبی
بوده و برای بشر نافع و مفید بوده و چون خوب و مفید بوده در اسلام حلال
شمرده شده و اما ربا بالذات چیز بدی بوده و به حال جامعه بشر ضرر داشته
و چون بد و مضر بوده اسلام آن را حرام شمرده و گفته " « الذین یأکلون
الربوا لا یقومونإلا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس »" [١] ، و
یا برعکس است ، بیع را چون اسلام گفته حلال است خوب شده و چون ربا را
گفته حرام است بد شده ؟
[١] بقره ، . ٢٧٥