بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
جاهل و قشری معرفی میکند . مردمی بودند متعبد ، شب زندهدار و قاری قرآن
، اما جاهل و سبک مغز و کم تعقل ، و بلکه مخالف فکر و تعقل در کار دین.
علی ( ع ) در آن اتمام حجتی که با آنها فرمود به آنها گفت : " « و قد
کنت نهیتکم عن هذه الحکومة ، فأبیتم علیإباء المخالفین المنابذین ، حتی
صرفت رأییإلی هواکم ، و أنتم معاشر أخفاء الهام ، سفهاء الأحلام » " [١] شما امروز به من اعتراض دارید در امر حکمیت و میگویید خطا بود و ما
توبه کردیم و تو هم توبه کن و قرار را نقض کن . من اول کار به شما گفتم
که تسلیم حکمیت نشویم ، و شما آن وقت سخت ایستادید و شمشیر کشیدید و
گفتید ما به خاطر قرآن میجنگیم و اینها قرآن را جلو آوردهاند ، تا من
کرها و اجبارا تن دادم و پیمان بستم ، حالا میگویید غلط بود و به من
تکلیف میکنید آن را نقض کنم . چطور نقض کنم و حال آنکه در قرآن فرموده
" « أوفوا بالعقود »" پیغمبر با مشرکین که پیمان میبست هرگز نقض
نمیکرد . جایز نمیدانست با طرف غدر و مکر شود و بر خلاف پیمان رفتار
شود ، طرف هر کس بود ولو مشرک و بتپرست بود ، حالا شما بعد از عقد
پیمان به من تکلیف میکنید نقض کنم .
این مطالب را علی ( ع ) در مواقع مختلف به آنها فرمود ، آن جملهای که
درد اصلی آنهاست همین بود که فرمود : " « و أنتم معاشر أخفاء الهام ،
سفهاء الأحلام » " شما گروهی هستید سبک مغز و کم خرد و نادان . عیب کار
شما هم همین است ، یک روز با شدت از حکمیت طرفداری میکنید و یک روز
به این شدت آن را کفر و
[١] نهج البلاغة ، خطبه . ٣٦ [٢] مائده ، [١]