بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤
می کند که خدا جان او را حفظ کند ، چهارم کسی که مالش را به دیگری قرض داده اما کوتاهی کرده و شاهد نگرفته و پولش بدون سند پیش طرف مانده و او نمی دهد و این پیوسته دعا میکند و از خداوند میخواهد که پولش را به او برگرداند ، در صورتی که از اول در اختیار خود او بود که تا سند و شاهد نگیرد آن پول را به قرض ندهد ، پنجم کسی که در خانهاش نشسته و کار و کسب را رها کرده و پیوسته میگوید : " اللهم ارزقنی " ( خدایا بمن روزی برسان ) . بدیهی است که منحصر به این پنج مورد نیست . این پنج مورد به عنوان مثال آورده شده برای مواردی که انسان تمکن دارد که از راه عمل و تدبیر به هدف و مقصد خود برسد و معذلک کوتاهی میکند و میخواهد دعا را جانشین عمل قرار دهد . خیر ، این طور نیست . دعا در نظام خلقت برای این نیست که جانشین عمل شود . دعا مکمل و متمم عمل است نه جانشین عمل .
دعا و مسأله قضا و قدر
درباره دعا در قدیم و جدید بحثها و سؤالاتی شده ، از قبیل اینکه دعا منافی با اعتقاد به قضا و قدر است ، با قبول اینکه هر چیزی با قضا و قدر الهی تعیین شده اثر دعا چه میتواند باشد ؟دعا و حکمت بالغه
یا اینکه دعا با اعتقاد به اینکه خداوند حکیم است و کارها را بر وفق مصلحت می کند منافی است . یا آنچه هست که میخواهیم با