بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
سوی خدا هست . حتی شقی ترین افراد در موارد گرفتاری و ابتلا ، در وقتی که اسباب و علل بکلی از او منقطع میشود ، تکانی میخورد و به خدا التجا میبرد . این یک میل فطری و طبیعی است در وجود انسان . پرده گناه و شقاوت گاهی روی آن را میگیرد . در سختیها که پرده زایل میشود خود به خود این میل تحریک میشود و به هیجان در میآید . شخصی از صادق آل البیت علیهم السلام پرسید : چه دلیلی بر وجود خدا هست ؟ فرمود : آیا تاکنون کشتی سوار شدهای ؟ گفت : بلی . فرمود : آیا اتفاق افتاده که کشتی طوفانی شود و در شرف غرق شدن باشد و امید تو از همه جا بریده شود ؟ گفت : بلی ، یک همچو اتفاقی افتاد . فرمود : آیا در آن وقت دلت متوجه به جایی بود و ملجأ و پناهی میجست و از یک نقطهای خواهش میکرد که ترا نجات دهد ؟ گفت : بلی . فرمود : او همان خداست . امام صادق ( ع ) خداوند را از راه دل خود او به او شناساند " « و فی انفسکم افلا تبصرون »" . این میل و این توجه که در فطرت بشر هست که در مواقع انقطاع اسباب ، متوجه قدرت قاهره غالبی فوق اسباب و علل ظاهری میشود ، دلیل بر وجود چنین قدرتی است . اگر نبود ، چنین میلی وجود پیدا نمی کرد . البته فرق است بین اینکه میلی در وجود انسان باشد و بین اینکه انسان آن میل را کاملا بشناسد و هدف آن را بداند . میل به شیر خوردن از ابتدا در کودک هست ، وقتی که گرسنه میشود و این احتیاج در وجودش پیدا میشود این میل تحریک میشود و او را هدایت میکند که در جستجوی پستان ندیده و نشناخته و انس و عادت نگرفته برآید . همان میل او را هدایت میکند . این میل خودش