بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤
نیست . اما نیروی دیگری در انسان هست که قادر است فرآوردههای گوش را
مورد رسیدگی قرار دهد ، روی آنها حساب کند ، خوبی و بدی و صحت و سقم و
درستی و نادرستی هر یک از آنها را به دست آورد . آن قوه و نیرو ، باطن
و نامحسوس است نه ظاهر و محسوس ، کاری هم که صورت میدهد از نوع
کارهای محسوس نیست .
آری ، انسان با قشر و پوسته و قسمت محسوس و ظاهر جهان وجود خود ، با
قشر و پوسته محسوس جهان بزرگ ارتباط پیدا میکند ، و با قسمت هسته و
مغز نامحسوس جهان وجود خود ، با باطن و هسته و مغز و جنبههای نامحسوس
جهان بزرگ ارتباط پیدا میکند .
شخصی از أمیرالمؤمنین ( ع ) سؤال کرد " هل رأیت ربک ؟ " ( آیا خدای
خود را دیدهای ؟ ) . فرمود : " « لم أعبد ربا لم أره » " ( من خدایی را
که ندیدهام بندگی نکردهام ) . بعد فرمود : " « لم تره العیون بمشاهده
العیان و لکن رأته القلوب بحقایق الایمان » " [١] . بلی خدا دیده
میشود اما نه با چشم . چشم ابزار این کار نیست و برای این کار آفریده
نشده است . او را دل روشن به نور ایمان میبیند . دیده دل است که
میتواند او را شهود کند .
| دیدن روی ترا دیده جان بین باید |
| این کجا مرتبه چشم جهان بین من است |
| جسم ظاهر روح مخفی آمده است |
| جسم همچون آستین جان همچو دست |
[١] توحید صدوق ، ص ٣٠٥ ، نهج البلاغه ، خطبه . ١٧٨