بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥
معشوق و محبوبی کامل تر و عالیتر است ، محبوبی که کمال لا یتناهی است .
به دنبال هر محبوبی که میرود ، در حقیقت ، نشانی از محبوب اصلی و واقعی
خود در او میبیند و به گمان محبوب اصلی به سراغ او میرود ، اما پس از
وصال چون خاصیت آن محبوب اصلی را در او نمی بیند و احساس میکند که این
موجود قادر نیست خع وجودی او را پر کند ، به سراغ محبوبی دیگر میرود ، و
همین طور . . . مگر آنکه روزی به محبوب اصلی و حقیقی خود نائل گردد ، آن
وقت به کمال واقعی خود که اتصال به کمال لا یتناهی است ، خواهد رسید و
در بهجت و سعادت کامل غرق میگردد و برای همیشه آرام میگیرد و دیگر
خستگی و افسردگی و کسالت در او راه نمی یابد ( « ألا بذکر الله تطمئن
القلوب ») [١] .
قرآن کریم درباره بهشت میفرماید : " « لا یبغون عنها حولا »" [٢]
یعنی این تفاوت میان نعمتهای آخرت و این دنیا هست که در این دنیا
انسان طالب تحول و تغیر است ، اما در آخرت طالب تغیر و تحول و نو شدن
و عوض شدن نیست .
به هر حال ، مسلما انسان در این دنیا طالب تجدد و تنوع است . تجدد
موجب انبساط و شکفتگی خاطر میگردد خصوصا اگر آن تجدد و تنوع در جهت
حیات و تازگی زندگی باشد . تجدد و تنوع ، کدورت و ملال را از خاطر
میزداید .
| هر زمان نو صورتی و نو جمال |
| تا زنو دیدن فرو میرد ملال |
[١] آری ، با یاد خدا دلها آرامش گیرد . ( رعد ، ٢٨ ) . [٢] نعمتهای بهشت چنان است که هیچگاه بهشتیان تغییر و تبدیل آن را خواستار نباشند . ( کهف ، ١٠٨ ) .