بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
دارند . پس در حقیقت تعلیمات دینی برای بیدار کردن شعورهای عالیترین در انسان است و آن شعورها در غریزه و فطرت بشر هستند و چون عالی ترند و از مقام عالی انسان سرچشمه میگیرند ، دیرتر بیدار میشوند و احتیاج به تحریک و احیاء و بیدار کردن دارند . آن شعورها مربوط به معنویات است . هر علاقهای چشمهای است از روح انسان که باز میشود و جاری میگردد . مقصود دین ، بستن چشمههای محسوس مادی نیست ، مقصود باز کردن و کوشش برای جاری ساختن چشمههای دیگر است ، یعنی چشمههای معنویات . و یا به عبارت دیگر هدف ، محدود کردن و کم کردن نیروهای محسوس از آن مقدار که در متن خلقت به دست حکمت پروردگار آفریده شده نیست ، بلکه هدف آزاد کردن یک سلسله نیروهای معنوی است که احتیاج به آزاد شدن دارد . با یک مثال ساده مطلب را توضیح میدهیم : انسان فرزندی دارد و او را به مدرسه میفرستد ، وقتی که میبیند آن بچه تمام علاقه و همتش به بازی و شکم خوارگی است ناراحت میشود و او را مورد عتاب قرار میدهد ، او را بازیگوش و شکم خواره میخواند ، و با این عناوین او را ملامت میکند ، زیرا میل دارد که در آن بچه علاقه به درس و کتاب و خواندن و نوشتن پیدا بشود . این علایق طبعا از علاقه به بازی و خوراک دیرتر در بچه پیدا میشود ، بعلاوه احتیاج دارد به تحریک و تشویق . غریزه علم در هر بشری هست در عین حال باید آن را تحریک کرد . ولی این دلیل نیست که پدر میخواهد فرزندش اساسا رغبتی به بازی و رغبتی به غذا و استراحت نداشته باشد ، اگر روزی احساس کند که میل به بازی یا به غذا از بچه سلب شده فوق العاده