بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
چیز را : یکی بی عقلی و یکی بی ایمانی . آنجا که دین و ایمان نیست
امنیت نیست ، به آدم بی ایمان در هیچ چیز نمی شود اعتماد و اطمینان کرد
. آنجا که امنیت و اعتماد و اطمینان نیست زندگی گوارا نیست ، دائما
نگرانی است ، خوف است ، اضطراب و دلهره است ، آدمی همیشه باید
مواظب خود باشد که از ناحیه همان دوستان خود خیانت نبیند . اما آنجا که
عقل نیست حیات و زندگی نیست ، مردگی است ، باید به حساب مردگان به
حساب آورد .
به طور کلی ما در صفات اخلاقی آن اندازه تقوا و عفت و امانت میخواهیم
که حتی در نهانخانهها و سر السرهم حافظ بشر باشد ، عدالت به زیر دستان
حتی در حال قدرت و توانایی میخواهیم ، شجاعت و شهامت در مقابل زور
میخواهیم ، استقامت و پایداری میخواهیم ، قطع اعتماد به غیر و تکیه به
خود و باطن ذات خود میخواهیم ، صفا و صمیمیت و محبت میخواهیم . همه
اینها یا فقط در پرتو ایمان دینی پیدا میشود .
سلامت جسم و جان
اثر دیگر ایمان ، سلامت جسم و جان است .علی ( ع ) درباره تقوا میفرماید : " « دواء داء قلوبکم و شفاء مرض أجسادکم » " [١] .
دوای بیماری روحی و شفای امراض جسمانی شماست .
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ١٨٩