بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩
خللی در شکل استدلال رخ داده باشد ، قواعد منطقی آن را معین میکند . امتحان اگر فقط به معنی به کار بردن میزان و مقیاس برای کشف مجهولی باشد البته درباره خداوند صحیح نیست . امتحان معنی دیگری هم دارد و آن از قوه به فعل آوردن و تکمیل است . خداوند که به وسیله بلایا و شداید امتحان میکند به معنی این است که به وسیله اینها هر کسی را به کمالی که لایق آن است میرساند . فلسفه شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمیت نیست زیاد کردن وزن و بالا بردن درجه و افزایش دادن به کمیت است . خداوند امتحان نمی کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود ، امتحان میکند یعنی در معرض بلایا و شداید قرار میدهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود . امتحان نمی کند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود ، امتحان میکند و مشکلات و شداید به وجود میآورد که آنکه میخواهد به بهشت برود در خلال همین شداید خود را شایسته و لایق بهشت کند و آنکه لایق نیست سر جای خود بماند . علی ( ع ) در آن نامهای که به والی بصره عثمان بن حنیف نوشته پس از آنکه او را نصیحت میکند که گرد تنعم نرود و از وظیفه خودش غفلت نکند ، وضع زندگی ساده و دور از تجمل و تنعم خودش را ذکر میکند که چگونه به نان جوی قناعت کرده است و خود را از هر نوع ناز پروردگی دور نگه داشته ، آنگاه میفرماید : شاید بعضی تعجب کنند که چطور علی با این خوراکها توانایی برابری و غلبه بر شجاعان را دارد ؟ قاعدتا باید این طرز زندگی او را ضعیف و ناتوان کرده باشد . خودش این طور جواب میدهد که اینها اشتباه میکنند ،