بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠
مثلا ممکن است یک نفر طبعا و سلیقتا و تربیتا سخت گیر باشد و زندگی با قناعت و کم خرجی را بپسندد ، همینکه از او بپرسند چرا اینقدر بر خودت و خانوادهات سخت میگیری بگوید رسول خدا و علی مرتضی همین طور بودند ، آنها هرگز جامه خوب نپوشیدند ، و غذای لذیذ نخوردند و مرکوب عالی سوار نشدند و مسکن مجلل ننشستند ، آنها نان جو میخوردند و کرباس میپوشیدند و بر شتر یا الاغ سوار میشدند و در خانه گلی سکنی میگزیدند . و باز یک نفر دیگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد ، و اگر از او سؤال شود که چرا به کم نمیسازی و قناعت نمیکنی و زهد نمیورزی ، بگوید چون امام حسن مجتبی و یا امام جعفر صادق این طور بودند ، آنها از غذای لذیذ پرهیز نداشتند ، جامه خوب میپوشیدند ، مرکوب عالی سوار میشدند ، مساکن مجلل هم احیانا داشتند . همچنین ممکن است یک نفر یا افرادی طبعا و مزاجا سر پرشوری داشته باشند و طبعشان سکون و آرامش را نپسندد و برای توجیه عمل خود به سیرت پیغمبر اکرم ( ص ) در صدر اسلام یا به نهضت حسینی ( ع ) استدلال کنند ، و یک نفر یا افراد دیگر که برعکس مزاجا عافیت طلب و گوشهگیر و منزویاند و در نفس خود شهامت و جرأتی نمیبینند ، موضوع تقیه و راه و روش امام صادق ( ع ) یا ائمه دیگر را مورد استناد خود قرار دهند . آن کس که مثلا طبعا معاشرتی و اجتماعی است به عمل و سیرت یک امام و آن کس که طبعا اهل عزلت و تنهایی است به سیرت یک امام دیگر متوسل شود . بدیهی است در این صورت نه تنها سیرت و روش پاک و