بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
ترکیب و سازمان اجتماعی نمیداشت ، ممکن نبود که بتواند جامعهای نو
بسازد ، جامعهای متحد و همفکر و همدل که جریان تاریخ را عوض کند .
شک ندارد آن چیزی که دلها را به هم پیوند میدهد ، عقیده و ایمان است
. رسول خدا بزرگترین عامل وحدت را که وحدت در عقیده بود ایجاد کرد ،
مردم را در زیر پرچم " لاإله الا الله " آورد ، اما تنها به ایمان و
عقیده اکتفا نکرد ، به موانع و اضداد وحدت هم توجه کرد ، آن موانع و
مشکلات را از میان برداشت ، موجبات نزدیکی دلها را فراهم کرد و موجبات
کینهها و حسدها و انتقامجوییها یعنی تبعیضات حقوقی را از بین برد .
البته وقتی که مقتضی موجود شد و موانع مفقود ، وقتی که ایمان و عقیده بود
و تبعیضات نبود ، معلول که وحدت و الفت و هماهنگی است خود به خود
پیدا میشود ، برخلاف آنکه مقتضی موجود باشد مانع هم موجود باشد ، یا
اینکه اگر مانع مفقود است مقتضی هم مفقود باشد .
پس نباید این طور فکر کرد که اسلام فقط به موجب اینکه عقیده واحدی
ایجاد کرد ، مردم را متحد کرد ، نه ، علاوه بر این موانع و تبعیضات و
شکافها و تفاوتها را هم از بین برد ، اگر گفت " « تعالواإلی کلمة سواء
بیننا و بینکم ألا نعبدإلا الله و لا نشرک به شیئا »" بیایید به سوی یک
عقیده و ایمان که برای همه به یک نسبت خوب است ، برای همه حقیقت
است ، برای همه خیر است ، اگر این را گفت و توحید را پیشنهاد کرد ،
پشت سرش هم گفت " « و لایتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون الله »" [١] ، مساوات و برابری را هم پیشنهاد کرد .
[١] آل عمران ، ٦٤ : گروهی دیگر را غیر خدا ارباب خود نگیرند .