بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
" ثأر " یا " ثار " به معنی میل به مکافات دادن است و به اصطلاح حس انتقامجویی . میخواهد بفرماید در اثر اینکه ظلمی بر ما مردم میشود قهرا روح ما فشرده و آزرده و انتقامجو و " ثائر " میشود . همینکه این حالت در روح ما پیدا شد هر وقت باشد و هر جا باشد و به هر راه باشد اثر خودش را خواهد کرد ، مثل یک آتش زبانه خواهد کشید . امروز علمای معرفة الروح ثابت کردهاند که کینهها و عداوتهایی که در روح پیدا میشود ممکن است موقتا به اعماق روح فرو برود و انسان به حسب شعور ظاهر خود آنها را فراموش کند و از یاد ببرد ، اما واقعا محو نمیشود ، در همان اعماق روح ، بی خبر از شعور ظاهر و عقل ظاهر ، مشغول فعالیت است که راهی پیدا کند و بیرون بیاید . رسول اکرم میگوید : خدایا ! این آتش که در دل ما هست و روزی زبانه خواهد کشید ، دیگری را نسوزد ، اگر میخواهد بسوزد همان کس را بسوزد که به ما ظلم کرده و سبب این آتش شده است . اگر بنا بشود انسان با عقل و اراده و شعور ظاهر خود انتقام بگیرد ، انتقام شخصی را از شخصی دیگر نمیگیرد ، اگر در بلخ آهنگری گناه کرده باشد در شوشتر سرمسگری را نمیبرد ، اما وقتی که انسان نه به فرمان عقل آزاد بلکه به فرمان آن عقدهها و کینههای ته نشین شده در اعماق روح بخواهد انتقام بگیرد ، دیگر این ملاحظات در کار نیست . رسول خدا میفرماید : خدایا ! ما را طوری کن که انتقامها و کینههای ما همان قدر باشد که دشمن را سرکوب کنیم ، در اعماق روح ما در اثر بی عدالتیها و مظلومیتها و ناتوانیها عقدهها و " ثأر " ها پیدا نشود که روح ما طبعا فشرده و آزرده و عاصی و سرکش و بدخواه و ظالم بشود ، از ظلم لذت ببرد ، از لگدمال کردن مردم لذت ببرد .