آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤
سراغ او میآیند که دیگر هیچ فایدهای ندارد .
این است که در یک تعبیر به آن گفته میشود " استدراج " ، یعنی درجه
به درجه گرفتن ، کمکم گرفتن ، و در یک تعبیر دیگر به آن گفته میشود "
مکر " ، مکر الهی ، یعنی خدا با انسان طوری رفتار میکند که راز کار بر
انسان مخفی است و انسان ضد آنچه که هست خیال میکند . عرض کردیم که
شخصی به شعیب پیغمبر گفت : ای شعیب ! اینکه شما میگویید کار بد اینهمه
اثر دارد ، من تجربه کردم خلافش را دیدم . گناهی نیست که من در دنیا
نکرده باشم و هیچ اثر بدی هم از آن ندیدهام . شعیب به خدای خودش عرض
کرد : خدایا این بنده چنین میگوید . فرمود : به او بگو ما تو را گرفتهایم
و خودت نمیدانی ، بدترین نوع گرفتن تو همین است .
" « و املی لهم ان کیدی متین »" [١] مهلتشان میدهیم ، مکر ما خیلی
بامتانت است . « و لایحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما
نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین »[٢] . این است که قضیه زمان
میخواهد . در مفهوم " استدارج " زمان خوابیده است .
حال ، به پیغمبر اکرم خطاب میرسد : " فاصبر " چون مساله ، مساله
استدراج است ، تو هم نباید عجله داشته باشی ، عجله نکن ، مبادا در عذاب
اینها استعجال کنی که فورا و بلافاصله [ نازل شود ، ] " « و لا تکن کصاحب
الحوت اذ نادی و هو مکظوم »" اشتباهی که یونس مرتکب شد ، که باید در
مقابل گناهان قوم خودش صبر میکرد تا مهلت و مدت استدراج الهی پایان
بیابد ، این صبر را به خرج نداد آنگاه خودش گرفتار
[١] قلم / . ٤٥ [٢] آل عمران / . ١٧٨