آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
مکه با مشرکین جهاد نکرد ، یعنی شرایط و اوضاع در آن وقت به گونهای نبود که پیغمبر جهاد با کفار و مشرکین را عملی کند . پس جهاد نکردن پیغمبر با مشرکین در دوران مکه نه برای این بود که در آن وقت جایز نبود ، بلکه شرایط اقتضا نمیکرد . جهاد ، قانونی نیست که در همه شرایط به طور یکسان اجرا شود . در یک جا پیغمبر با یکی از گروههای مخالف میجنگد ، یک سال صلح میکند ، بعد که آنها صلح را نقض میکنند باز پیغمبر با آنها میجنگد . یا مثلا امام حسن علیهالسلام در شرایط زمان خودش صلح میکند ، امام حسین علیهالسلام در شرایط زمان خودش میجنگد . جهاد جایز است ، ولی باتوجه به همه شرایط و مصالح . این آیه دلالت میکند که همچنانکه جهاد با کفار مشروع و جایز است ، جهاد با منافقین هم مشروع و جایز است و باید با آنان جهاد کرد . جهاد با منافقین ، این دستوری که در اسلام رسید ، همان جهادی است که علی علیهالسلام کرد . چراغ سبزی که برای علی علیهالسلام در جهاد با منافقین زمان خودش وجود دارد این آیه است . جنگ جمل [ به یک شکل ] جهاد با منافق بود و جنگ صفین و جنگ نهروان به شکل دیگری . آیهای که چنین جهادی را اجازه میدهد این آیه است . این بود که علی علیهالسلام میفرمود پیغمبر با " تفسیر " جهاد میکرد و من با " تاویل " جهاد میکنم . تفسیر و تاویل یعنی ظاهر و باطن ، بیپرده و باپرده . پیغمبر با کافرهایی جهاد میکرد که پردهای روی کفرشان نبود ، من با کافرهایی جهاد میکنم که پرده نازکی از اسلام روی خودشان انداختهاند ولی باطنشان همان باطن است ، چون منافق یعنی " باطنکافر و ظاهرمسلمان " . جهادی که علی علیهالسلام در جنگ جمل با اصحاب جمل کرد ، یا جهادی که در صفین با معاویه و اصحاب معاویه کرد ، همین بود .