آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
مقصود این است که عملتان چقدر صوابتر باشد و حقانیت بیشتری داشته باشد « " و انما الاصابه خشیه الله " » اصابت بستگی دارد که تا چقدر توام با خداترسی باشد، که خداترسی دنباله خداشناسی است« (اعرفکم بربه اخوفکم منه " یا " اخوفکم من ربه اعرفکم به "» هر کس خدا را بیشتر بشناسد، عظمت الهی را بیشتر درک میکند و خوف خدا را بیشتر دارد ). " والنیه الصادقه " و صدق نیت ، که به همان خلوص برمیگردد . بعد فرمود : « " الابقا علی العمل حتی یخلص اشد من العمل " » باقی ماندن بر عمل که خالص بماند، از خود عمل سختتر است ، یعنی بسا هست انسان در حین عمل ، عمل را خالصا مخلصا انجام میدهد ، ولی بعد از عمل آن را از خلوص میاندازد ، مثل اینکه بعد در میان مردم بازگو میکند برای اینکه مردم او را ستایش کنند . بعد فرمود: ²" الا و العمل الخالص الذی لاترید ان یحمدک علیه احد الا الله"» عمل خالص آن عملی است که تو نخواهی کسی جز خدا تو را بر آن عمل ستایش کند، جز از خدا انتظار ستایش نداشته باشی. اگر عملی انجام دهی، یک گوشه کوچک چشمت هم به این باشد که مردم هم تو را خوب بدانند ، آن عمل ، عمل خالص نیست . بعد فرمود : « " و النیه افضل من العمل الا و ان النیه هی العمل " » [١] . نیت عمل از خود عمل افضل است ، یعنی روح عمل از اندام عمل مهمتر است . اصلا عمل
[١] حدیث عجیبی است . احادیث دیگری داریم به این مضمون که " نیه المؤمن خیر من عمله " نیت انسان از عملش فاضلتر است . عمل انسان مثل خود انسان است . انسان شخصیتی دارد و شخصی . شخصیت انسان به ملکات و معارف انسان است و خلاصه به روح انسان است ، و شخص انسان به همین تن انسان است ، که تن آدمی شریف است ولی به جان آدمیت . عمل انسان هم همینجور است ، روحی دارد و اندامی ، شخصیتی دارد و شخصی . روح و شخصیت عمل انسان نیت انسان است ، اندام عمل انسان پیکر عمل است ، خمشدنها ، راستشدنها ، رفتنها ، سفرکردنها و امثال اینها .