آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧
میخواست [ با اشاره پیغمبر این کار را بکنند ، ] گو اینکه یک امر صددرصد مشروعی بود . پیغمبر میخواست عطف به گذشته کرده باشد ، چون نسخ نکرده بود . فرموده بود او را هر جا پیدا کردید بدون استثنا بکشید . این فرمان به اعتبار خودش باقی است تا آن لحظهای که پیغمبر اکرم از او بگذرد . وقتی که سکوت میکند اصحاب هشیار نبودند که علامت این است که نمیخواهد و راضی نیست که به او امان بدهد . اینها غفلت کردند ، منتظر بودند که پیغمبر آهسته با گوشه چشم اشاره کند ، یعنی من که نمیگویم ولی شما این کار را بکنید . فرمود شان یک پیغمبر نیست که با همز و اشاره مطلبی را بفهماند . بنابراین ، این کار ، با ابرو و چشم و لب حرف زدن و اشاره کردن ، مطلوب اسلام نیست ، منفور است ، حتی در یک کار راست و درست ، تا چه رسد که زمینهاش هم زمینه عیبجویی باشد . میفرماید : این همازها ، این پستهای عیبجو ، این عیبجویان به پستترین شکلها که با چشم و لب و ابرو از مردم عیبجویی میکنند .
سخنچینی
" « مشاء بنمیم »" این سخنچینها . نمام یعنی سخنچین . سخنچین یعنی شخصی که همینقدر که سخنی را از کسی درباره کسی بشنود که او را ناراحت میکند اعم از اینکه آن که این حرف را زده است حق داشته بگوید یا حق نداشته ، ولو غیبت کرده و حق نداشته بگوید بعد در یک جایی که با آن شخص برخورد میکند آنها را بازگو کند ، یعنی دوبهمزنی ، افساد . به جای اینکه روی یک امر زشتی را بپوشاند ( اگر او حق داشته بگوید ، سری بوده است ، سر را نباید فاش کند ، اگر هم حق