آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
دارد ، مثل اینکه شما دارید با کسی که حاضر است حرف میزنید ، ولی وقتی که تقریبا از حرفهایتان نتیجه نمیگیرید ، میخواهید یک نوع حالت تعرض به خودتان بگیرید ، رویتان را برمیگردانید و میگویید : من اینطور دارم میگویم ، این اینطور حرف میزند ( حالا دارید با خودش حرف میزنید ) . بعد که کمی حالت اعراض به خودتان میگیرید ، کانه میگویید تو که شایسته اینکه مخاطب من قرار بگیری نیستی ، یکدفعه حالت غیاب به خودتان میدهید : من اینجور میگویم ، این اینجور میگوید ، میگویم اینطور بکن ، چنین جواب مرا میدهد . با این تغییر سخن به او نشان میدهید که تو اصلا شایسته اینکه من تو را مخاطب قرار بدهم نیستی . حال گاهی این التفات از غیاب به خطاب ، به این شکل است که شخص سومی حضور دارد ، فورا او را مخاطب قرار میدهید ، میگویید به این آقا بگو ( حالا خودش هم در اینجا حاضر است ) ، تو با این آقا چنین حرف بزن ، یعنی من که دیگر نمیخواهم با این حرف بزنم . این خودش نوعی لحن اعتراض گرفتن است . آیاتی که قبل از این " قل " ها شروع میشود ، آیات خطاب بود ، یعنی قرآن در آنجا مستقیما مخالفین را مخاطب قرار داده بود و تا حد زیادی در آن عطوفت و مهربانی و نصیحت بود که از آیه چهاردهم شروع میشد : " « و اسروا قولکم او اجهروا به انه علیم بذات الصدور »" شما اگر سخن به سر و پنهان بگویید یا علن بگویید ، بر خدا مخفی نیست ، خدا میداند . " « هو الذی جعل لکم الارض ذلولا »" خداست که زمین را برای شما مانند حیوانی راهوار قرار داده است. « ءامنتم من فی السماء ...غ بعد " « اولم یروا الی الطیر فوقهم صافات »" یک التفات است که بار دیگر به خطاب