آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣
موفقیت پیدا میکنند بیشتر شاکر و ذاکر خدا میشوند ( و باید هم چنین
باشند ) ، یک ذره سبب غفلت آنها نمیشود ، ولی بعضی از مردم برعکس ،
کارشان به جایی میرسد که واقعا این توهم برایشان پیدا میشود که آنچه در
دنیا هست دلیل بر تقرب ما نزد خدای متعال است و اینکه خدا ما را دوست
دارد . دیدهاید بعضی اشخاص میگویند اصلا خدا مرا دوست دارد . خیال کرده
کهخدا یک کسی را [ به گزاف دوست میدارد ] مثل اینکه انسانی گاهی به
طور دلبخواهی کسی را دوست دارد و درباره او هرگونه تبعیض و بیعدالتی را
نسبت به افراد دیگر روا میدارد . خدا هیچکسی را جز بر قانون خودش دوست
نمیدارد . نه تنها خدا چنین است ، شما انسانهای حکیم را در نظر بگیرید ،
هر انسانی به هر اندازه که از حکمت بیشتر برخوردار باشد دوست داشتنش
افراد و اشیا را ، از بیضابطهبودن خارج میشود و تحت ضابطه درمیآید ، و
هرچه انسانها از حکمت دورتر باشند دوستیهایشان هم بیمنطقتر است .
خدای متعال که حکیم علیالاطلاق است ، محال است که به طور بیمنطق انسانی
یا گروهی را دوست داشته باشد ، همان ادعایی که یهودیها میکردند :
« لن تمسنا النار الا ایاما معدوده » [١] . منطقیترین کارها کار خداست و
منطقیترین عنایتها عنایتهای خداست و منطقیترین دوست داشتنها دوست
داشتنهای خداست .
" « ام لکم ایمان علینا بالغه الی یوم القیامه »" یا اینها برعهده
ما قسمهایی دارند ، ما را قسم دادهاند و ما قبول کردهایم و ما درگیر قسمی
هستیم که
[١] بقره / . ٨٠