آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
برمیگردد : « امن هذا الذی هو جند لکم . . . امن هذا الذی یرزقکم . . . تا میرسد به این آیه و دیگر اصلا اینها از حالت مخاطب بودن میافتند ، آن وقت رو به خود پیغمبر میکند : " قل " به اینها بگو ، یعنی دیگر اینها لایق مخاطب واقعشدن نیستند . " « قل هو الذی انشاکم و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده »" که در جلسه گذشته درباره آن بحث کردیم و در این زمینه بود که خدا این حواس و این عقل را که به انسان داده است برای چه داده است ؟ جز برای اینکه تفکر کنید و بیندیشید ؟ شکر هر نعمتی به این است که آن نعمت مورد بهرهبرداری در مسیر خودش قرار بگیرد . شما فکر نمیکنید ، نمیبینید ، نمیشنوید و روی دیدهها و شنیدههای خود نمیاندیشید ، اگرنه ، حقایق واضح و روشن است . گفتیم که در ابتدای سوره هم همین موضوع را یادآوری فرمود. آنجا که حسب حال گروهی را که در جهنم میروند ذکر کرد، وقتی به آنها میگویند چرا شما به این سرنوشت گرفتار شدید ، « الم یاتکم نذیر غ، جواب دادند: " « لوکنا نسمع او نعقل ما کنا من اصحاب السعیر " اگر گوشی و فکری میداشتیم ، اگر میشنیدیم و فکری میکردیم ، امروز چنین سرنوشتی نداشتیم . در این آیه هم فرمود خدا که شما را ایجاد کرده و به شما چشم و گوش داده است و به شما دل برای تفکر داده است ، پس از اینها استفاده کنید. " « قل هو الذی ذراکم فی الارض و الیه تحشرون »" ای پیغمبر ! تو به اینها بگو ، بگو اوست همان خدای علیم حکیمی که هیچ کار لغو و عبث و بیهوده نمیکند ، اوست که شما را در زمین خلق کرده است ( میگویند در مفهوم " ذرا " پخش و تکثیر هم هست : شما را در زمین آفریده و پخش کرده است ) و به سوی او جمع میشوید . کلمه " حشر " که در