آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
بعد از آنکه عروس و داماد را به حجله میبردند دور و بر حجله را خالی نمیگذاشتند و گوش میکردند ببینند چه میگویند که کار بد و زشتی است رسول اکرم فرمود احدی از زنها حق ندارد در نزدیک حجله بماند . همه رفتند . بعد از مدتی حضرت آمدند دیدند ام ایمن در آن نزدیکهاست . فرمود : ام ایمن مگر نگفتم که هیچ زنی حق ندارد نزدیک بماند ، تو چرا ماندی ؟ عرض کرد : یا رسولالله ! امر فرمودید ، ولی من به علت دیگری این نزدیکها هستم . خدیجه همسر بزرگوار شما وقتی میخواست از دنیا برود به من گفت : ام ایمن من هیچ ناراحتی ندارم ، فقط یک ناراحتی در قلب خودم دارم و آن این است که دخترم فاطمه کوچک است ، موقعی خواهد رسید که باید شوهر کند و دختر در شب عروسی احتیاج به مادر دارد ، چون دختر حرفهایی دارد که فقط با مادرش در میان میگذارد و زهرای من مادر ندارد . فهمیدم که خدیجه چه میخواهد بگوید ، یعنی آیا تو به جای من برای زهرای من مادری میکنی ؟ گفتم : من حاضرم آن شب به جای شما باشم . یا رسولالله ! من اینجا ایستادهام که اگر زهرا حاجتی داشته باشد و کسی را صدا کند من نزدیک بروم . ام ایمن میگوید : تا نام خدیجه را بردم ، اشکهای مبارک رسول اکرم جاری شد . بعد فرمود : پس تو اینجا بمان . ام ایمن کنیز خدیجه و بسیار زن صالحهای بود و درواقع به منزله مادر دوم حضرت زهرا تلقی میشد . علاقه رسول اکرم به زهرا سلامالله علیها اعجابآور است . پیغمبر که گزاف حرف نمیزند میفرماید : « " فاطمه انسیه حورا " » فاطمه یک انسان بهشتی است ( مثل اینکه ما میگوییم یک انسان فرشتهصفت ، که هم انسان است و هم فرشته ، هم فضائل انسان را دارد و هم فضائل