آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
چطور میشود این را توجیه کرد ؟ بعضی از مفسرین در کلمه " جاهد " تصرف کردند ، گفتند : " جاهد " یعنی کوشش کن برای خنثیکردن فعالیت اینها ، مبارزه کن و مبارزه معنی اعمی دارد ، مبارزه فکری ، مبارزه قلمی ، مبارزه زبانی ، همه اینها مبارزه است و پیغمبر در زمان خودش با منافقین نبرد به اصطلاح تبلیغاتی ، نبرد فکری و نبرد روانی داشت ، نبرد شمشیری نداشت . پس به نظر این گروه از مفسرین ، جهاد در اینجا به معنای نبرد کردن است و یک معنی اعم مراد است . بعضی آمدهاند مطلب را اینچنین گفتهاند . اما این مطلبی است که تا نوعی تصرف در ظاهر کلمه نشود نمیتوان به آن قائل شد . در آیات دیگر قرآن هر جا جهاد آمده ، درست است که تنها به معنای مقاتله نیست ، اعم است ، اما شامل مقاتله هم میشود ، یعنی ما قبول میکنیم که جهاد در قرآن هر جا آمده ، اختصاص به نبرد در میدان جنگ ندارد ، شامل مطلق مبارزهها میشود ، اما فردی که قطعا شامل میشود همان نبرد در میدان جنگ است و نمیشود گفت شامل اقسام دیگر میشود و شامل این قسم نمیشود .
جهاد با منافقین
پس مقصود چیست ؟ در حدیثی دیدم این مطلب به شکل عالی توضیح داده شده و این یکی از ادله شیعه است و با آیات قبل هم تناسب دارد . دستور جهاد با منافقین در قرآن رسیده است که همین آیه است ، یعنی جهاد با منافقین را خود قرآن مجاز شمرده است . پیغمبر اگر در زمان خودش با منافقین جهاد نکرد ، نه برای این بود که اساسا جهاد با منافق جایز نیست ، بلکه به آن شکلی است که پیغمبر در سیزده سال