آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
فیلسوفان مدعی هستید که یک جسم ثقیل و سنگین لازمه طبیعتش به طور جبر این است که توجه به مرکز زمین دارد ، و لهذا اگر ما سنگی را در بالا رها کنیم ، به طرف مرکز زمین حرکت میکند ، یک قطعه آهن را رها کنیم ، به طرف مرکز زمین حرکت میکند . گفت بله . گفت : اخیرا یک صنعتی در اروپا پیدا شده است که این صنعت نظریه شما را باطل کرده است ، معلوم میشود که جسم ثقیل هم میتواند آن بالا بایستد بدون اینکه به زمین سقوط کند ( نظیر همان که در جلسه گذشته از ابوعلی سینا و ابوسعید ابوالخیر نقل کردم ) . میگویند : آن حکیم گفت : چنین چیزی محال است و امکان ندارد . البته طرح این حرف به این صورت برای آن حکیم از اول غلط بوده ، چون آن چیزی که آن حکیم گفته محال است الان هم محال است ، یعنی اگر ما یک جسم ثقیلی را رها کنیم بدون اینکه یک نیروی مقاومتی در مقابل نیروی ثقل وجود داشته باشد ، محال است سقوط نکند . گفتیم در آن داستان بوعلی سینا و ابوسعید ابوالخیر نیز ابوسعید همین سوال را مطرح کرد . میگویند در حمام ، او با یک قدرت به اصطلاح عرفانی خاص تشت مسی را به طرف بالا انداخت و تشت آنجا ایستاد . گفت : شما حکیمها که میگویید یک جسم ثقیل اگر بالا برود طبعا باید بیفتد ، این چرا نمیافتد ؟ بوعلی گفت : ما حکیمها میگوییم بدون قاسر نمیایستد ، یعنی بدون یک قوه دیگری که بیاید اثر آن قوه را خنثی کند ، ولی الان اراده یک عارف مانع سقوط اوست ، الان هم او میخواهد بیفتد پایین ولی فعلا اراده یک مرد کامل مانع افتادن است . حال ، در مورد هواپیما معلوم است که اگر یک قوه دیگری به نام قوه بخار نباشد که هواپیما هیچوقت آن بالا نمیایستد . طرح مساله به