آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
خیلی خوبی فرنگیها دارند . به فارسی به کلمه " تثبیت " ترجمه شده است
. میگویند انسان گاهی در یک چیزهایی " تثبیت " میشود ، یعنی شخصیتش
در همان شیء ثابت میماند ، شخصیت او میشود عین آن . بعد مثال میزند ،
میگوید با اینکه انسان باید به پول مثل یک وسیله برای خود نگاه کند ،
ولی گاهی خود را وسیله برای پول قرار میدهد ، شخصیتش در پول تثبیت
میشود ، یعنی همه چیز او میشود پول ، او بودن او و تمام شخصیتش میشود
پول . وقتی که پول را میشمارد گویی خودش را دارد میشمارد . اگر مثلا یک
تومان بر پول اضافه شده ، چیزی بر خودش اضافه شده ، اگر یک تومان از
پول کم شده ، قطعهای از جان او کم شده است .
" « یحسب ان ماله اخلده »" خیال میکند این ثروت میتواند او را
جاویدان کند . انسان میتواند جاویدان شود ولی نه از راه ثروت . آنکه
انسان را جاویدان میکند ثروت نیست . " کلا " سخن مگو ، رها کن ، حرف
آخر را بزن " « لینبذن فی الحطمه »" این پرت خواهد شد در حطمه . بعد
میگوید : " « و ما ادریک ما الحطمه »" چه میدانی حطمه چیست "
²نارالله الموقده »" آتش افروخته الهی، آنکه طلوع میکند بر دلها نه بر
جسمها : " « ا لتی تطلع علی الافئده »" آتشی که بر دلها طلوع میکند ،
یعنی این از آن آتشها نیست که فقط بدن را بسوزاند ( بدن را بسوزاند
خاکسترش میکند ) آتشی است که بر دلها [ طلوع میکند . ]
در جای دیگر همین دلها را تشبیه به سنگ میکند ، میگوید دلهای سنگ و
بدتر از سنگ : « کالحجاره او اشد قسوه »[١] . آنگاه گفتهاند اینجا که
[١] بقره / . ٧٤