آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
در باطن میان معاویه و ابوسفیان فرقی نبود . معاویه همان ابوسفیان بود و ابوسفیان همان معاویه ، ولی دو شعار مختلف و متناقض داشتند که قهرا مقتضیات و شرایط زمان اقتضا میکرد که شعارهای مختلف داشته باشند . ابوسفیان در صدر اسلام است و هنوز امیدوار است که بتواند اسلام را در نطفه خفه کند و لذا صریح به روی اسلام شمشیر میکشد . شعارش چیست ؟ نفی " « لا اله الا الله »" و نفی " « محمد رسول الله »" تحت عنوان " اعل هبل " زندهباد بت هبل . ولی این مبارزه با اسلام با شکست مواجه میشود و سخت با شکست مواجه میشود . ابوسفیانها از میدان بیرون میروند بدون اینکه در ماهیت آنها تغییری پیدا شده باشد ، یعنی خود را در زیر ستار و پرده اسلام مخفی میکنند در حالی که مقاصد همان مقاصد است . آنوقت معاویهای میآید خلیفه میشود ، شعارها از شعارهای مسلمانها خیلی داغتر ، یعنی صدای اذان آنها از صدای اذان اینها بلندتر ، صف نماز جماعت آنها از صف نماز جماعت اینها طولانیتر ، تظاهر به اسلام و تظاهر به این دلسوزیها از دلسوزیهای مومنین واقعی خیلی بیشتر ، ولی ماهیت همان ماهیت است . کفر ، لباسی از همان اسلام پوشیده و به جنگ اسلام آمده است . معنی نفاق همین است .
مبارزه با نفاق ، مشکلتر از مبارزه با کفر
این مبارزه خیلی مشکلتر است از آنجایی که کفر لباس خودش را پوشیده باشد . وقتی کفر لباس اسلام را میپوشد قهرا از نیروی اسلام استفاده میکند ، زیرا مردم همیشه هر چیزی را به لباسش میشناسند . کیست که حقیقت را در هر لباسی و باطل را در هر لباسی بشناسد ؟