آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
ما آیات زیادی در این زمینه داریم ) . مساله تجسم اعمال یکی از اصول معارف اسلامی در باب معاد است ، و آن این است که هر عملی که از انسان در این دنیا سر میزند ، دو وجهه و دو چهره دارد . شاید تعبیری رساتر از این نیست که بگوییم هر عملی دو چهره دارد : یک چهره چهره دنیایی و به اصطلاح حضرات چهره ملکی ، و یک چهره دیگر چهره آخرتی یا چهره ملکوتی . نه تنها اعمال انسان اینچنین است ، هر چه در این عالم هست اینچنین است . هر چه در دنیا وجود دارد دو چهرهای است : چهرهای دنیایی و چهرهای غیبی و آخرتی . از چهره دنیایی امری است فانی ، زایل ، از بینرونده ، و از چهره آخرتی یا چهره ملکوتی امری است باقی و زایلنشدنی ، خواه عمل ، عمل صالح باشد و خواه گناه باشد ، عمل در مجموع جهان از بین نمیرود ، در مجموع جهان هیچ چیزی معدوم نمیشود . ما در دنیا چنین خیال میکنیم ، میگوییم اشیا پیدرپی موجود میشوند و معدوم میشوند . از این چهره که نگاه کنیم همینطور است . ولی علم از یک طرف ، فلسفه از یک طرف ، دین از طرف دیگر و حتی میشود گفت که عرفان و اشراق از طرف چهارم ، هر چهار تا از چهار نقطه مختلف که شروع کردهاند ، رسیدهاند به اینجا که علیرغم آنچه که انسان در ظاهر میبیند که اشیا نیستند و موجود میشوند و بعد معدوم میشوند ، هیچ چیز معدوم نمیشود ، معدوم شدن در عالم نیست ، همه معدومیتها امر نسبی است ، یعنی یک معدومی که به طور مطلق معدوم بشود در دنیا وجود ندارد . علم ، این را به صورت دیگری طرح کرد ، همان نظریه معروف لاوازیه که هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی موجود نمیشود ، با اصلاحاتی که پشت سر یکدیگر کردند ،