آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
غیرواقع است در آن هیچگونه مصلحتی برای ما نیست ، باز هم به حکم عقل واجب است ، چرا ؟ چون او خدای ماست و ما عبد هستیم . وظیفه عبد تسلیم در مقابل امر مولی است . و حتی ما ضمن اینکه میدانیم که هیچ دستور خدا خالی از مصلحت نیست ، اگر دستور را رفتار کنیم ، از نظر حالت روحی خود ما دو حالت ممکن است داشته باشد : یکی اینکه ما به این دستور عمل میکنیم به حکم مصلحتی که در این دستور هست ، و دیگر اینکه ما به این دستور عمل میکنیم به حکم اینکه خدا دستور داده است ، درست است ، مصلحت هم دارد ولی من از آن جهت انجام میدهم که خدا دستور داده است . مثلا به ما گفتهاند روزه بگیر ، به ما گفتهاند مشروب نخور . یقین دارم اینکه گفتهاند مشروب نخور یا روزه بگیر ، به خاطر مصلحت خودم بوده است ، ولی من روزه میگیرم چون خدا امر کرده است ، اگر مصلحت هم نمیداشت میگرفتم . مشروب نمیخورم چون خدا گفته نخور ، اگر مفسده هم برایم نمیداشت نمیخوردم . این خیلی بالاتر از آن است . حضرت امیر میفرمود : اگر خدا به من دستور بدهد ، چنانچه بهشت و جهنمی هم نمیداشت من عمل میکردم ، چون خداست . ( وقتی میگوید بهشت و جهنم ، دیگر مصالح دنیا [ به طریق اولی مطرح نیست ] . ) اگر خدا به من امر کند و دستوری بدهد ، نه به دنبال آن دنیا باشد و نه آخرت ، برای من فرق نمیکند ، [ عمل میکنم ، ] چون او خداست و من بنده هستم ، و لهذا ما یک سلسله دستورها داریم که مصلحت این دستورها تا حدودی مخفی است ، و شاید هم تعمد بوده است در اینکه مخفی نگه داشته شود . این برای آن است که ما به هر دستوری که رسیدیم نگوییم : فلسفهاش چیست ؟ من اول فلسفهاش را