آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣
میرسد . اینها فکر کردند که بهترین راه مبارزه با پیغمبر این است که ما پیغمبر را از بین ببریم بدون آنکه مسوولیتی در مقابل بنیهاشم متوجه ما بشود، چون میدانستند بنیهاشم اعم از آنها که مسلمان بودند یا نبودند و به طورکلی عرب برای مساله خونخواهی قبیلهای به اعتبار وحدت قبیله اهمیت قائل است ، یعنی اگر اینها میخواستند پیغمبر را بکشند ، همان ابولهب که دشمن پیغمبر بود ممکن بود که بعد به خونخواهی برخیزد به اعتبار اینکه او فردی از قبیله است . گفتند : یک کار ما میتوانیم درباره پیغمبر بکنیم ، پیغمبر را از بین ببریم بدون اینکه قاتل شناخته بشود ، و آن این است که از وجود آن شخص استفاده کنیم ، غافل از اینکه یک پیغمبر خدا را که دیگر نمیشود با چنین کارها از بین برد." « و ان یکاد الذین کفروا »" نزدیک بود که اینها چنین کاری بکنند ، یعنی اگر نبود عنایت الهی، اینها با این وسیله تو را از بین برده بودند. حال اگر [مقصود آیه] این مطلب دوم باشد، آن وقت معنایش این است که قرآن تلویحا مساله چشم زخم را تایید کرده است ، و این خود یک مسالهای است که آیا چشم زخم حقیقت است یا حقیقت نیست ؟
مساله چشمزخم
مقدمتا دو مطلب را عرض بکنم . یکی اینکه چشمزخم اگر هم حقیقت باشد به این معنای رایج امروز در میان ما بالاخص در میان طبقه نسوان که فکر میکنند همه مردم چشمشان شور است قطعا نیست . همان کفار جاهلیت هم به چنین چیزی قائل نبودند ، بلکه معتقد بودند که یک نفر وجود دارد و احیانا در یک شهر ممکن است یک نفر یا دو نفر وجود داشته باشند که چنین خاصیتی در نگاه و نظر آنها باشد .