آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١
میدیدند نسبت به روز قبل یک چیزی اینها به اصطلاح باختند و پیغمبر برده است ، یعنی میدیدند که مردم به سوی پیغمبر گرایش دارند و از گروه اینها دور میشوند . بعلاوه وقتی در مقابل یگانه ابزار پیغمبر اکرم که قرآن مجید بود قرار میگرفتند دنبال یک عیب و عیبجویی بودند ، ببینند آیا میتوانند جایی از آن را عیب بگیرند ، بگویند فلان چیز اگر خیلی زیباست استثنایی است ؟ میدیدند هر آیهای که نازل میشود از آیه قبل جذابتر و شیرینتر و زیباتر است . این بود که وقتی آیات قرآن را میشنیدند ، همان احساس لطافت و فصاحت و زیبایی و علو ، مساوی بود با بالا رفتن درجه خشم آنها . در همان حالی که آیات قرآن را گوش میکردند و چشمهایشان به پیغمبر بود ( گوشهایشان آواز پیغمبر را میشنید که آیات قرآن را میخواند و چشمهایشان به صورت پیغمبر نگاه میکرد ) آنچنان خشم بر خشم اینها افزوده میشد که میخواستند با چشمهایشان پیغمبر را بکوبند ، مثل اینکه میگوییم فلانکس با چشمهایش میخواهد من را تیر بزند . اغلب مفسرین آیه را اینطور تفسیر کردهاند ، یعنی کنایه است . " ²و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکرغ"یعنی اینها وقتی که چشمشان به صورت توست و گوشهایشان به آواز تو ، و تو داری قرآن را میخوانی ، آنچنان خشم بر خشمشان میافزاید که با چشمهایشان میخواهند تو را تیر بزنند . آن وقت مفاد آیه صرفا کنایه است از کمال و شدت خشمی که مخالفین دارند . انسان وقتی که چنین خشمی گرفت و هیچ توجیه و منطقی برای خودش پیدا نکرد ، دست به یک تهمتهای احمقانه میزند که رهایش کنید ، یک آدم جنزده و دیوانه است ، آدمهای جنزده و دیوانه گاهی یک کارهای خارقالعادهای انجام