آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١
هیچکدام از اینها نیست . ( البته اینهایی که قرآن میگوید ، به صورت انکار میگوید و استفهامهای انکاری است ، یعنی هیچکدام از اینها که وجود ندارد . استفهام انکاری یعنی مطلبی را که قطعا اینچنین نیست گفتن ، و گاهی صورت تعجب و استهزا به خودش میگیرد . ) یا شاید مطلب دیگری است و آن این است که سرنوشت به دست اینهاست ، قلم به دست خودشان است [ تا ] هر طور که بخواهند سرنوشتها را معین کنند ؟ چون کسی که قلم به دست اوست او مسلط بر غیب عالم است و قضا و قدر دراختیار اوست : " « ام عندهم الغیب »" یا غیب عالم ، آنجا که قضا و قدرها و سرنوشتها تعیین میشود آن غیب و سرنوشت دراختیار اینهاست " « فهم یکتبون »" اینها هستند که سرنوشتها را مینویسند ؟ تمام اینها یک سلسله استفهامهاست که خیر ، هیچکدام از اینها نیست . پس چیست ؟ همان که " « ان کان ذا مال و بنین »" جز غرور چیز دیگری نیست . غرور است که این فکرها و خیالات را برای اینها [ بهوجود آورده ، ] همین خیال که اگر هم دنیای دیگری باشد باز ما از مسلمین بهتر هستیم و لااقل مانند آنها هستیم . حال که اینها دچار چنین غروری هستند خدای متعال با اینها چگونه رفتار خواهد کرد ؟ در آیات پیش خواندیم که فرمود : « فذرنی و من یکذب بهذا الحدیث سنستدرجهم من حیث لا یعلمون غ. اینجا آن مطلبی بیان میشود که گفتیم گاهی در قرآن با کلمه " استدراج " بیان شده است و گاهی با کلمه " مکر " . گاهی هست که خداوند با بندگان خود مکر میکند ، یعنی وقتی بندهای با خدا مکر