آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
است. بنابراین دلیل ندارد که ما " ب ،" را زائده بگیریم ، مفتون را به همان معنی مجنون میگیریم و " ب ، " را هم زائد نمیگیریم . " « ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین » " پروردگار تو خودش داناتر است ، بهتر میشناسد که چه کسی از راه منحرف است و چه کسی راه را یافته است ، یعنی مساله مساله گمراهی و هدایت است ، مساله دو راه است ، طرح مساله عقل و جنون یک پرده فریبکارانه است که اینها کشیدهاند برای اینکه از این طریق راه را تخطئه کنند . بعد قرآن به شکل دیگری اینها را رسوا میکند ، پوچی و غیرجدی بودن ادعای اینها را ثابت میکند و آن این است که میفرماید: « فلا تطع المکذبین ودوا لو تدهن فیدهنون و لا تطع کل حلاف مهین »الی آخر . آدمی که راهش راه حقیقت نیست قهرا به درهای مختلف میزند . میگویند روزی پیغمبر اکرم در میان اصحاب نشسته بودند . یک خط مستقیم از طرف خودشان به یک نقطه معین کشیدند ، بعد چند خط منحنی و کج کشیدند . سپس آن خط مستقیم را نشان دادند و فرمودند این راه من است ، یعنی یک راه حق بیشتر نیست ، آن راههای کج همه راههای دیگری است ، یعنی راه کج زیاد است و راه راست یکی بیشتر نیست ، که قرآن روی این مطلب خیلی تکیه دارد . آدمی که حرف حق میزند یک راه بیشتر نمیرود ، ولی آدمی که حرف باطل میزند از راههای متضاد و متناقض میرود ، مثل همین کفار قریش ، گاهی میگفتند او ( پیغمبر ) یک شاعر است مثل همه شاعرها ، گاهی میگفتند دیوانه است و گاهی چیز دیگر . از یک طرف میآمدند تبلیغ میکردند که این بیچاره حالش بهم خورده ، گاهی محرمانه میآمدند پیش پیغمبر ، میگفتند حالا بیاییم یک جوری با هم کنار بیاییم ( با دیوانه که کسی کنار