آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
دروغی درباره پیغمبر بگوید ، مبادا کسی اطلاعی داشته باشد بگوید در حضور قیصر دروغ میگویی ؟ و همان جا گردنش را بزنند . غرق در تعجب شده بود که کار این مرد به کجا رسیده که حالا یکی از دو قدرت بزرگ دنیا را دارد دعوت میکند که بیا اگر سعادت میخواهی نزد من است . تازه این هم به تردید افتاده ، میگوید ببینید چه میگوید . قیصر گفت : آیا اهل منطقه شماست ؟ بله ، اهل منطقه ماست . از احوال او چیزی میدانی ؟ بله ، میدانم . بگو ، ولی راست بگو ، یک کلمه دروغ نگو . ابوسفیان مثل یک دستگاه ضبطصوت [ سخن گفت و ] اصلا جرات نکرد یک کلمه خلاف بگوید ، علیرغم عقیده خودش مجبور شد که آنچه در پیغمبر اکرم از حقیقت هست بیان کند که در کودکی چگونه بوده ، در جوانی چگونه بوده ، ما او را با چه صفتی میشناختیم و چه میگوید ، عین حقیقت را گفت . این همان " « فستبصر و یبصرون باییکم المفتون »" است . [ گویی ابوسفیان با خود گفت : ] عجب دیوانهای بود ! ما نمردیم و دیدیم کارش به کجاها رسید ! این به اصطلاح آزمایش عملی است ، زمان مطلب را ثابت میکند ، از این اتهامات ، از این حرفها هرچه میخواهند بگویند ، عن قریب آزمایشگاه زمان مطلب را به ثبوت میرساند .
درد واقعی کفار قریش
بعد قرآن میخواهد بفرماید که حال ، درد واقعی اینها چیست ؟ این بشر که اینقدر میآید روی نیات خودش پرده میکشد [ و ] حرفهایی میزند که خودش هم به آن حرفها معتقد نیست ، قرآن میخواهد بگوید که اینها خودشان هم به این حرف معتقد نیستند . یک وقت واقعا