آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
میگیرد .
و لهذا در قرآن به گناه میگوید وزر ، یعنی بار: " « لیحملوا اوزارهم
" [١] این بارهای سنگینشان را باید در روز قیامت به دوش خود حمل کنند،
و تعبیرات دیگری از این قبیل .
یکی از تعبیرات ، خود همین " ذنب " است که از ماده " ذنب "
است . ذنب یعنی دم . هر گناهی گویی یک دم برای انسان درست میکند ،
یعنی برای انسان دنباله درست میکند . این باز اشاره به جنبه دیگری است
که چگونه گناهان ، انسان را سنگین میکند و جلوی تحرک انسان را میگیرد .
کار خیر به انسان نیرو میدهد . در مقام تشبیه به بدن مثال میزنیم ( البته
مربوط به روح است ) . انسان بدنی دارد فرض کنید شصت کیلو ، نیرویی هم
دارد که با همین بدن میتواند با سرعت چقدر بدود ، با همین بدن میتواند
چقدر کوهنوردی کند . یک وقت چیزی بر نیروی بدنیاش میافزاید ، قهرا بر
قدرت دویدن و تحرکش میافزاید ، و یک چیز ممکن است بر عکس از نیروی
بدنی او بکاهد از باب اینکه بر وزن بدن میافزاید ، مثل اینکه باری را
روی دوشش بگذارند ، بگویند این شش کیلو بار همیشه روی دوش تو باشد .
اثیم از این لغات است . اثیم از ماده اثم است . به گناه از آن جهت "
اثم " میگویند که اثری روی قلب انسان میگذارد و قلب انسان را کدر و
زنگزده میکند .
در آن آیه است : " « تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم
و العدوان »" [٢] تعاون بر اثم نداشته باشید .
مکرر این حدیث را خواندهایم که بعد از نزول این آیه مردی به نام
[١] نحل / . ٢٥ [٢] مائده / [٢]