آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
در اینجا راز مطلب را بهتر روشن میکند ، میگوید : سر مطلب این است
که مهماندارش خداست . محال است انسان از خدا بیزار شود و غیر او را
بخواهد . از هر چیزی بیزاری پیدا میشود برای اینکه انسان میخواهد به خدا
برسد ، همینقدر که یک ارتباط و اتصالی به او پیدا کرد ، آن وقت ارزش
بهشت برای او این نیست که آنجا خوردن و پوشیدن و لذتجنسی هست ،
ارزشش این است که سفره کرامت و پذیرایی اوست ، حس میکند و تا ابد هم
حس میکند که دارد به دست او پذیرایی میشود . این دیگر خستگیآور نیست .
" « قد احسن الله له رزقا »" خداست که برای او رزق و روزی را نیکو
گردانیده است . این همان مقام رضوان الهی است که اگر کسی به مقام رضوان
الهی برسد ، به مقامی که خدا از او راضی باشد و او به مقام رضای پروردگار
برسد ، برای او تنها چیزی که هدف و مقصد است رضوان پروردگار است ، که
در آیات متعدد قرآن روی این موضوع تکیه شده است ( « و رضوان من الله
اکبر ») .
البته افرادی هستند که بهشت آنها ( چون ما جنات داریم و یک بهشت
نیست ) بهشتی است که شاید تا ابد به این سفره توجه هم نکنند . آنها
حسابشان حساب دیگری است. " « یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک
راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی »" ای آن نفس انسان ( یا ای
نفس آن انسان ) که به مقام اطمینان نائل شده است . اطمینان یعنی مقام
آرامش . الان عرض کردم که انسان به هر مطلوبی که برسد قرار نمیگیرد و
جاذبه تبدیل به دافعه میشود . قرآن در آیهای تصریح کرده است :
²الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب غ[١].
[١] رعد / . ٢٨