آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
مغضوب پروردگار هستیم که هیچ اشکالی در کار ما پیش نمیآید . در حدیث است ( همین را باز مولوی به شعر آورده است ) که در زمان شعیب مردی بود کافر نعمت ، فاسق و فاجر ، آمد به شعیب گفت که شعیب ! این چگونه است ، اینهایی که شما اسمش را گناه گذاشتهاید من همه این گناهها را مرتکب میشوم ، معلوم میشود خدا مرا خیلی دوست دارد برای اینکه هرگز مرا معاقبه و اخذ نمیکند . شعیب در عالم وحی از خدا سوال کرد که این بنده چنین میگوید . به او وحی رسید که به او بگو که ما مدتهاست که تو را گرفتهایم و تو خودت خبر نداری . همین که اساسا ما هیچ اشکالی در کار تو بهوجود نمیآوریم این بدترین عقوبتهاست که نمیخواهیم تو رویت به طرف ما بیاید . این ، اخذ تدریجی است و در تعبیر قرآن " استدراج " آمده است و یکی از بدترین عقوبتهاست ، چون مجال و فرصت توبهکردن را از انسان میگیرد ، یعنی انسان میرسد به حالی که لطف و عنایت خدای متعال دیگر به هیچ نحو شامل حال او نمیشود و انسان این مقدار شایستگی ندارد که خدا او را با یک گرفتاری متوجه خودش کند . " « فذرنی و من یکذب بهذا الحدیث »" بگذار مرا و مردمی که این حدیث و سخن و این حقایق را دروغ میپندارند ، اینها را در همین دنیا میگیریم ، اما طوری میگیریم که خودشان هم نمیدانند گرفته شدهاند ، عکسش را خیال میکنند : " « سنستدرجهم من حیث لا یعلمون »" تدریجا و درجه به درجه اینها را میگیریم از راهی که خودشان نمیدانند . اینکه میگویند مکر الهی ، نه مکر به آن معناست که یک انسان درباره انسان دیگر مکر میکند ، بلکه کاری است که نتیجهاش نظیر نتیجه یک مکر