آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
و تحقیر کرد ، مسائل حقوق و احکام خانوادگی است . گویا عربها آن را " حقوق شخصیه " مینامند . از قدیم این مساله مطرح بوده است که آیا منطق نظام خانوادگی همان منطق نظام اجتماعی است ؟ یعنی هیچ فرق نیست میان نظام خانوادگی و سایر نظامات اجتماعی ؟ این هم یک تشکیلاتی است مثل همه تشکیلات اجتماعی و باید تابع مقررات دیگر اجتماعی باشد ؟ یا خیر ، نظام خانوادگی یک واحد بالخصوص است و منطق مخصوص به خود دارد ، حقوقش حقوق مخصوص به خود است ، احکامش احکام مخصوص به خود است و منطقش منطق جدایی است ؟ بزرگان بشریت در قدیم اینچنین نظر میدادند که منطق زندگی خانوادگی یک منطق خاص به خود است ، آن را نباید با منطق جامعه بزرگ یکی دانست . حقوقش هم یک حقوق مخصوص به خود است . مقررات و احکامش ، حتی مجازاتهایش هم مخصوص به خود است . فیلسوفان دنیا از قدیمالایام از افلاطون و ارسطو و بوعلی سینا گرفته [ تا دیگران ] اینطور نظر میدادند . قرآن هم برای زندگی خانوادگی به منطق خاص قائل است و قیاسش را به منطق اجتماع غلط میداند . در دنیای اروپا جز کارهایی که صورت گرفت یکسان کردن زندگی خانوادگی با زندگی اجتماعی بود یعنی هر دو را با یک چوب راندن و تابع یک منطق دانستن ، یعنی زن و شوهری هم یک شرکت سادهای است براساس آن منطق ، مثل شرکت زراعی یا شرکت تجاری . چطور دو نفر برای یک مقصد تجاری با همدیگر یک شرکت تشکیل میدهند و شرکت تشکیل دادن کار خیلی سادهای است ، این هم یک شرکت خیلی سادهای است نظیر سایر شرکتها . و همین امر سبب یک