آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
در مورد اینکه کلمه " ان کان " به کجا تعلق دارد فیالجمله اختلاف کردهاند ، ولی آنچه که بیشتر و بهتر گفتهاند این است : چرا این شخص اینطور شده است ؟ یعنی عامل فساد اخلاق و انحراف چیست ؟ چطور میشود که انسان حلاف میشود ، مهین میشود ، هماز و مشا بنمیم میشود ، معتد اثیم و مناع للخیر میشود ؟ چه چیزی اینطور فاسدش کرده است ؟ " « ان کان ذا مال و بنین »" این داشتن ، این دارم دارمها ( امان از این دارم دارمها ! ) . دائم نگاه کرده ، دیده ثروت دارد ، فرزندان دارد . در عرب هم که قدرتها را عشیره تشکیل میداد . الان هم کم و بیش اینطور است ولی نه به شدت زندگیهای قبیلهای قدیم . یک پسر داشتن خودش یک ارزش فوقالعاده به انسان میداد ، دو پسر داشتن بیشتر و . . . یکی از علل اینکه تعدد زوجات فوقالعاده مطلوب بود ، این بود که پسران بیشتری داشته باشند و پسران بیشتر داشتن موجب قدرت بیشتر بود . پانزده یا بیست تا زن میگرفت برای اینکه پسر بیشتر و قدرت بیشتر داشته باشد . ولید بن مغیره از همان اشخاص بود ، هم پول فراوان داشت و هم فرزندان فراوان و قهرا عشیره فراوان داشت . حال چه چیزی این شخص را اینچنین کرده است که در مقابل تو و دعوت خدا میایستد ؟ چه چیزی او را یک چنین انسان فاقد انسانیت قرار داده ، یک انسان پست حقیر پرسوگندخور مناعالخیر معتد اثیم عتل زنیم قرار داده است ؟ یک چیز : " « ان کان ذا مال و بنین »" اینکه صاحب ثروت و فرزندان است . مرتب نگاه کرده به فرزندانش ، نگاه کرده به ثروتش ، این است که این شخص را از تمام حقایق غافل کرده و به این شکل درآورده است . " « اذا تتلی علیه ایاتنا قال اساطیر الاولین »" این روشنفکری دروغین