آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١
فیلسوفانه است ، درست است ، اگر ما باشیم و ملاکها و معیارهای عقلی ، اینها جور درنمیآید ، ولی ما به منقول استناد میکنیم نه به معقول ، یعنی میگوییم در کتابهای دینی ، در کتابها و سنتهای گذشته چنین آمده است . قرآن میگوید حال حکم عقل به کنار ، آیا چنین سندی دارید ؟ " « ام لکم کتاب فیه تدرسون »" آیا یک کتاب آسمانی در نزد شماست که آن کتاب را قرائت میکنید و با استناد به آن که در فلان آیه یا حدیث یا سنت چنین چیزی آمده است این سخن را میگویید ؟ ( یعنی چنین چیزی نیست ، این حرف مفت چیست که از خودتان درآوردهاید ؟! ) " « ام لکم کتاب فیه تدرسون " آیا کتابی برایتان هست که در آن کتاب این حرفها را میخوانید و به استناد آنها این حرفها را میزنید که " « ان لکم فیه لما تخیرون »" خدا شما را سوگلی انتخاب کرده است ؟ ( داستان گوساله حاج میرزا آغاسی که آزادی مطلق داشت و وقتی که در باغها و مزرعههای شهر میرفت کسی جرات نمیکرد مزاحمش بشود . ) آیا در یک جایی چنین سند کتبی و منقولی دارید که گفتهاند اختیار مطلق با شماست ، هر کاری که دلتان میخواهد انتخاب کنید و هر نعمتی هم که انتخاب کنید مال شما ، آیا چنین چیزی است ؟ " « ان لکم فیه لما تخیرون »" در یک کتابی شما میخوانید که هرچه را که خودتان انتخاب و اختیار کنید آن دیگر مال شماست ؟ ممکن است شما حرف سومی بگویید و آن این است که دلیل عقلی وجود ندارد ، در کتاب آسمانی هم چیزی نیامده است ، ولی یک قول خصوصی توام با یک قسمتهای غلاظ و شداد موکد [ درکار است ، ] خدا به طور خصوصی به شما قول داده و رویش هم قسم خورده است ، و قسم خورده است که تا روز قیامت از این قسم خودش برنگردد ، آیا شما