آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠
خودمان را هرگز در تنگنا قرار نمیدهیم . باور نمیکرد که ما پیغمبر خود را
در تنگنا قرار بدهیم : " « فظن ان لن نقدر علیه »" . ولی وقتی که ما
او را در تنگنا قرار دادیم ، در همان ظلمات فریاد کرد : « فنادی فی
الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین »[١] .
بسیاری از مفسرین گفتهاند " قادر " در اینجا به هر دو معنا درست
است : در کمال قدرت بر آن حرث وارد شدند ، اما چه فایده ؟ آنها قدرت
داشتند ولی زمین چیزی به آنها تحویل نمیداد . یا " « قادرین »" یعنی
درحالی بر این سرزمین خشمناک و غضبناک که ابا کرده است از اینکه چیزی
به آنها بدهد وارد شدند که در دل خودشان داشتند اندازه میکردند ، یعنی در
همان حالی که داشتند پیش خودشان حساب میکردند وارد شدند . ( این معنا
بهتر است و در تفسیر المیزان اینطور معنی کردهاند . )
آرزوهای بیمنطق
این یک نکته روانشناسانه است . انسان دارای قوه خیال است . بسیار بسیار کماند افرادی که بتوانند خودشان را از تحت سیطره قوه خیال رها سازند . آرزوهای بیمنطق انسان که اکثر آرزوهای انسان بیمنطق است همه ملعبههای قوه خیال است . آرزوی بیمنطق یعنی چه ؟ یک وقت انسان آرزویی دارد که این آرزو منطق هم دارد ، یعنی واقعا اگر انسان فکر منطقی هم بکند ، این فکر منطقی لااقل به صورت یک امر محتمل یا بسیار محتمل این آرزو را تایید میکند . مثل یک[١] انبیا / . ٨٧