آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
میگوید : بجای اینکه بر حرث وارد شوند بر حردی وارد شدند : " « و غدوا
علی حرد »" بجای " حرث " بر " حرد " وارد شدند . سالی که از باران
دادن امتناع و امساک دارد " حارد " یا " حرد " گفته میشود ، حیوانی
که از شیردادن ابا دارد و لگد میزند " حرد " گفته میشود ، همینطور
زمینی که ابا کند از اینکه چیزی به انسان بدهد و کانه بر صاحب خودش خشم
گرفته است که هر چه او کوشش میکند از این زمین چیزی بگیرد این زمین
چیزی به او نمیدهد ، یک زمین خشمناک و ممسک . این زمینی که تا دیروز
حرث بود امروز به صورت یک حرد درآمده است . " « و غدوا علی حرد »"
وارد شدند بر چنین زمینی ، زمینی که گویی قسم خورده است که یک دانه
میوه به اینها ندهد .
« قادرین ». کلمه " قدر " در قرآن به دو معنا اطلاق شده است ، بیشتر
به همان معنی قدرت اطلاق شده است ، یعنی توانایی . معنی دیگری که در
قرآن اطلاق شده است " قدر " است به معنی اندازهگیری . در آیهای هست :
" « لینفق ذو سعه من سعته »" [ کسی که ثروتمند است انفاق کند ] "
« و من قدر علیه رزقه »" و کسی که روزیاش بر او مقدور شده است ، یعنی
محدود و اندازهگیری شده است ( مقصود اشخاص فقیر هستند ) " « فلینفق
مما اتیه الله »" [١] . یا در داستان حضرت یونس آیه " « و ذا
النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه »" معنایش این نیست که او
گمان کرد که ما توانای بر او نیستیم ، ما قدرت نداریم او را بگیریم (
چنین چیزی محال است ) ، بلکه یعنی باور نمیکرد که ما او را بگیریم ،
اخذش کنیم ، محدودش کنیم . پیغمبر خدا بود ، مثل اینکه به خودش اعتماد
داشت که ما پیغمبر
[١] طلاق / [٧]