آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥
برد یا از آیه بیش از این استفاده نمیشود که از میوههای باغ چیزی باقی نگذاشت ، مثل لشکری که بریزند و همه چیز را ببرند ) . صبح زود که شد گفتند : " « اغدوا علی حرثکم » " آن صبحانه و زود هنگام بدوید . قرآن میگوید : وقتی میرفتند میگفتند آرام حرف بزنید . آرام حرف میزدند که صدایشان را کسی نشنود ، یک وقت کسی خبردار نشود که بعد دیگران را خبردار کند . طبق نشانه میرفتند ( لابد آن باغ در میان باغهای دیگران بوده است ) ، چشمشان به باغشان افتاد ، دیدند این که آن باغ دیروز نیست ، همه چیزش عوض شده است . خیال کردند راه را گم کردهاند و این باغ آنها نیست . گفتند : این باغ ما نیست ، راه را گم کردهایم . کمی دقت کردند ، گفتند نه ، همان است ، یک حادثهای پیش آمده است . فورا آن فردی که فرد معتدلشان بود گفت : نگفتم به شما که نیتتان را اینقدر کج نکنید ؟ این اثر نیت سو است . بعد قرآن میگوید که اینها اظهار توبه کردند و گفتند : اشتباه کردیم . این جریان را قرآن اینطور ذکر میکند ، میخواهد بفرماید : ببینید که این غرور مال انسان را چه میکند ، به چه فکرها و اندیشهها میاندازد ! به جای اینکه شکر منعم را بجا بیاورد و شکرانه این نعمت ، حق سائلان و محرومان و بیچارگان را بدهد ، چنین نقشهها میکشد ! این نمونهای است از اینکه انسان ، با نعمت آن هم با نعمت مال مورد آزمایش الهی قرار بگیرد . بعد میگوید اینها هم [ سران قریش ] با نعمت مال مورد آزمایش قرار گرفتند ، و اینهمه اخلاق فاسدی که دارند ریشهاش اگر درست تحلیل و جستجو کنید همان حساب دارم دارم است ، آن دارم دارم ، اینها را به اینجا رساند .