آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١
فرمود کسانی که دارای این صفات پلید زشت هستند ، هرگز به حرف آنها گوش مکن ، آنها را اطاعت مکن . گفتیم مقصود این است که به پیشنهادهای آنها که پیشنهاد توافق و تصالح به تو میدهند ترتیب اثر نده . بعد برای [ اینکه نشان بدهد ] که اینها چگونه مردمی هستند ، صفات پلید آنها را یکیک ذکر فرمود : " حلاف " اند ، " مهین " اند ، " هماز " اند ، " مشا بنمیم " اند و . . . بعد ریشه این فساد اخلاقی اینها را بیان کرد و فرمود : اینها از چه چیز در این منجلابها افتادهاند ؟ از این که خود را صاحب مال و ثروت و صاحب فرزندان و عشیره میبینند . گفتیم که درواقع مقصود این است که این دارم دارمهاست که انسان را به این منجلابها میاندازد ، اینکه خدا به انسان نعمتی بدهد و به جای آنکه آن نعمتها برای او همان شکل و ماهیت نعمت داشته باشد که خود بهخود شکرانگیز است و موجب میشود که مراقب باشد که چگونه با این نعمتها رفتار کند که رضای خدای منعم در آنهاست ، برعکس همه چیز را فراموش میکند ، از خدا غافل میشود ، فقط خودش را میبیند : این منم که این را دارم ، این منم که چنین . همین منم منمها ، و دارم دارمها انسان را به اینجاها میکشاند . اینها مربوط به آیاتی بود که در جلسه پیش تفسیر شد . به همان مناسبت قرآن کریم داستانی را به طور اشاره ذکر میکند ، میفرماید : " « انا بلوناهم کما بلونا أصحاب الجنه »" ما اینها را ( یعنی همین اشخاصی که از این صفات رذیله سر درآوردند ) مورد ابتلا و آزمایش قرار دادیم ، یعنی با دادن مال و ثروت و با این مال و ثروتها اینها را در آزمایشگاه بزرگ خودمان قرار دادیم آنچنانکه آن باغداران را ( قرآن اسمی نمیبرد ، همینقدر اشاره میکند ) در این آزمایشگاه قرار دادیم .