آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
ثابت میشود . ما مطلبی را که از قرآن استنباط کنیم هیچ اصراری نداریم که حتما آن را با علم روز منطبق کنیم ، چون علم بشر متغیر است ، در هر دوره و زمانی یک نظریهای دارد که در زمان دیگر نیست ، گو اینکه برای خود بشر هر چه که در زمان خودش هست امری است مسلم . آنچنان که امروز برای ما یک سلسله مسائل از نظر علمی مسلم است ، در دویست سال پیش و پانصد سال پیش و هزار سال پیش همان نظریه هیئت بطلمیوسی برای آنها صد درجه مسلمتر و یقینیتر و قطعیتر بود . ما اصرار نداریم که آنچه را که در قرآن آمده است حتما تطبیق بکنیم با آنچه که علوم قدیم گفتهاند یا علم جدید میگوید . ای بسا مسائلی باشد که فعلا در این زمان برای ما یک مشکل و لاینحل باشد ، بعد در دورههای دیگر که علوم بشر پیشرفت بیشتر میکند مساله حل شود . ولی آنچه که ما میدانیم این است که این مطلبی که در قرآن آمده است اگر نخواهیم هیچگونه توجیه و تاویلی در آن بکنیم ، با هیئت قدیم متضاد است و با هیئت جدید متضاد نیست ولی منطبق نیست . ایندو با هم فرق میکنند . با هیئت قدیم متضاد است ، یعنی این ضد آن است ، از چند جهت . اول ، آنها نه فلک میگفتند و قرآن میگوید : هفت تا . ثانیا آنها شدیدا معتقد بودند که این سیارات هفتگانه که از ماه شروع کرده بودند ، بعد عطارد ، بعد خورشید ، بعد مریخ ، مشتری ، زحل هر کدام در یکی از آسمانها قرار دارد و در آسمان هشتم همه ستارگان دیگر قرار دارد . آسمان نهم هم اطلس است یعنی هیچ ستارهای در آن نیست . قهرا این سوال را در قدیم برای معتقدین به قرآن و معتقدین به هیئت قدیم به وجود میآورد که ما این را با قرآن چگونه تطبیق کنیم . قرآن میگوید