آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
"بذکرالله" را که مقدم داشته ( میگویند : تقدیم ما هو حقه التاخیر یفید
الحصر ) یعنی ای بشر بدان جز به یک چیز آرامش برقرار نمیشود ، اگر تمام
این دنیا را به بشر بدهند ، هیچ چیز باقی نماند ، ملک زمین ، ملک همه
آسمان ، ملک لایتناهی ، باور نکن که بشر به آرامش برسد ، فقط با خداست
که انسان به آرامش میرسد . در آن آیه میفرماید : " « یا ایتها النفس
المطمئنه »" ای نفسی که به مقام آرامش رسیدهای ، یعنی ای نفس به خدا
رسیده " « ارجعی الی ربک »" بازگرد به سوی پروردگارت ( یعنی برای تو
دیگر کوچکترین عایق و مانعی در کار نیست ، آزاد مطلقی از همه ما سوی )
در حالی که رابطه تو با پروردگار رابطه رضای طرفینی است . ( تعبیر عجیبی
است . خدا برای این بنده چقدر حساب باز کرده است ! ) ما و تو دیگر از
همدیگر راضی هستیم ، تو از ما راضی و ما از تو راضی . " راضیه " یعنی
تو از ما راضی " مرضیه " ما از تو راضی . دیگر حالا بنده و خدا به جایی
رسیدهاند که . . . [١] رضا به معنی پسندیدن است : من تو را پسندیدم ،
تو مرا پسندیدی ، کار تمام است .
" « فادخلی فی عبادی »" ( این هم جمله عجیبی است ) پس داخل شو در
زمره بندگان من . بعد از آنکه به مقام نفس مطمئنه رسیدهای و به مقام "
راضیه مرضیه " رسیدهای ، حالا داخل شو در عباد من . مگر قبلش داخل در
عباد او نبوده است ؟ چرا ، قبلش هم داخل در عباد بوده است ، ولی اینجا
" عبادی " یک گروه خاص را میگوید . بندگان من یعنی آنهایی که از
بندگی غیر از من به کلی آزادند . گروه خاص را میگوید ، و الا قبلش هم
داخل در بندگان بود . بندگان من ، آنهایی که فقط بنده مناند ، نه
[١] [ افتادگی به اندازه چند ثانیه از نوار است . ]