آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
دستورالعملی برای این بیمار تعیین میکند که مثلا از چه چیزهایی پرهیز کند و چه دستورهای غذایی یا دوایی و در بعضی از بیماریها دواهای مالیدنی و ماساژها را به کار ببندد . این هم باز حدود و مرزهایی است که یک طبیب برای مریض معین میکند . ولی تفاوتش با آن حدود و مرزهایی که یک نفر قلدر و زورمند معین میکند این است که مرزهایی که آن زورمند معین کرده است اگر انسان آن مرزها را بشکند خود شکستن مرز به ضرر شخص نیست ، بلکه فی حد ذاته ممکن است به نفعش باشد ، آنچه که به ضرر اوست عکسالعملی است که آن زورمند نشان میدهد . ولی در مورد دوم ، خود شکستن مرز قدم بر زیان خود برداشتن است و آن که مرزها را تعیین کرده او هیچ عکسالعملی نشان نمیدهد ، یعنی اگر کسی به دستورهای طبیب عمل نکرد ، طبیب به او کاری ندارد و نمیگوید چون تو به حرف من گوش نکردی چنین ، میگوید : میل خودت ، من به مصلحت خودت گفتم ، مصلحت تو این است ، تو اگر این مرزها را بشکنی به خود ظلم کردهای . این ، نوع دیگری از مرز
| گر شود بیمار دشمن با طبیب |
| ور شود کودک مخالف با ادیب |
| درحقیقت دشمن جان خود است |
شکستن مرزهای الهی به زیان خود انسان است
حال اینجا که قرآن میفرماید : " « تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه »" اشاره به این مطلب است که شکستن مرزهای الهی از نوع دوم شکستن مرز است ، یعنی اقدام مستقیم به زیان خود است . خداوند متعال که مقرراتی برای مردم برقرار کرده است ، این مقررات به سود